ابو القاسم راز شيرازى

82

مناهج أنوار المعرفة في شرح مصباح الشريعة و مفتاح الحقيقة ( فارسى )

ابا ابراهيم موسى بن جعفر ( ص ) و ادّى اليه مواريث الانبياء و نصّ عليه بمشهد جماعة من مواليه و شيعته و كان قبض عليه السّلام و له خمس و ستّون سنة في سنة ثمان و اربعين و مائة من الهجرة و كان مولده في سنة ثلث و ثمانين و اقام مع جدّه علىّ بن الحسين ( ص ) اثنى عشر سنة و مع ابيه عشرين سنة و منفردا بالامامة ثلاثا و ثلاثين سنة و مشهده بالبقيع الى جانب قبر ابيه و جدّه صلوات اللّه عليه و على آبائه الطّاهرين المعصومين ؛ يعنى روايت كرد « محمّد بن احمد بن علىّ بن شاذان » در كتاب « فضائل امير المؤمنين و ائمّه ( ص ) » و بلند كرد سند حديث را به « علىّ بن مهران » از « داود بن كثير » ، گفت : بوديم در منزل ابو عبد اللّه جعفر بن محمّد الصّادق عليهما السّلام و ذكر مىكرديم فضائل انبياء ( ص ) . پس فرمود ما را - درحالىكه جواب‌دهنده بود - : به خداى عزّ و جلّ قسم است كه خلق نكرده است خداى تعالى نبيّى را مگر محمّد صلّى اللّه عليه و آله افضل از اوست . بعد بيرون آورد خاتم خود را و گذارد او را روى زمين ، تكلّم كرد به چيزى ، پس شكافت زمين و متفرّج شد بقدرت خداى عزّ و جلّ پس ناگاه برخورديم به درياى عظيمى و در وسط آن دريا كشتى سبزى از زبرجد بود و در وسط آن كشتى قبّهء سفيدى نورانى بود . دور آن قبّه ديوارى بود سبز بر آن نوشته بود : محمّد رسول اللّه ، علىّ امير المؤمنين ، بشير القائم ، و مقاتله مىكند حضرت قائم عليه السّلام با دشمنان ، و فرياد رسندهء مؤمنان است و نصرت مىدهد حقّ تعالى آن حضرت را به ملائكه كه عدد آنها عدد نجوم و كواكب آسمانهاست . بعد تكلّم فرمود آن حضرت به كلامى پس هيجان كرد آب دريا و بلند شد با سفينه پس فرمود : داخل شويد كشتى را . پس آن‌گاه در آن كشتى چهار كرسى بود از جواهر به رنگهاى مختلف پس آن حضرت بر يكى از آنها قرار و جلوس فرمود و نشانيد مرا بر يكى . و حضرت موسى بن جعفر و اسماعيل بن جعفر را بر دو كرسى ديگر پس